روميلا تاپار ( مترجم : همايون صنعتى زاده )

32

تاريخ هند ( فارسى )

شكست بسيار سخت فرارى شد . برادرش ، كامران ، « 1 » طبق روال آن عصر مىپنداشت سياه روزى برادرش موجب بلند اقبالى او خواهد شد . پس دروازه‌هاى پنجاب و كابل را به روى همايون بست . همايون با هزار گونه دشوارى به ايران گريخت و به شاه اسماعيل صفوى پناه برد . در سر راه ايران ، روز 23 نوامبر 1542 در عمركوت « 2 » واقع در سند ، پسرش اكبر تولد يافت . چنان مىنمود كه ماجراى مغولان در سرزمين هند با ناكامى پايان يافته است . آنچه بر اين نظر صحه مىگذاشت اين واقعيت بود كه شير شاه به رغم افغان بودن نه تنها فرماندهى كار آمد بود بلكه استعداد تشكيلات دادن نيز داشت . افغان‌هاى لودى به عنوان رئيس اتحاديه‌اى از فئودالها عمل مىكردند و چون ابراهيم درصدد برآمده بود كه زمام امور را در دست خود متمركز كند تاج و تخت را از دست داده بود . امّا شيرشاه در ضمن ادامهء جنگ عليه كامران ، برادر همايون ، و راجپوت‌ها دست به ايجاد تشكيلات ادارى نيز زد . شيرشاه در سال 1445 در جنگ با راجپوت‌ها هنگام محاصرهء قلعهء كالنجار « 3 » در اثر اصابت گلولهء توپ كشته شد . اما پيش از مرگ سازمان‌هاى ادارى تشكيل داده بود كه از مركز فعالى اداره مىشد . اقدامى را كه براى دوام حكومت كردن در هند لازم بود ، يعنى برآورد مجدد ماليات‌هاى اراضى ، را آغاز كرد . در بعضى از اين امور از آنچه ترك‌ها پيش از آن در شمال هند آغاز كرده بودند الهام گرفت . امّا منبع اصلى الهام او ايران آن روزگار بود . سرزمينى كه انديشه‌هاى باستانى ايجاد شاهنشاهى بار ديگر ، در سلسلهء فعال و كوشاى صفوى ، « 4 » به منصهء ظهور رسيده بود . هستند محققانى كه معتقدند بنيادگذار واقعى شاهنشاهى مغولان هند ، شيرشاه است زيرا او بود كه چهارچوب ادارى لازم را برپا كرده بود . امّا بايد به خاطر آورد هر چند كاميابىهاى شيرشاه چشمگير

--> ( 1 ) . Kamran ( 2 ) . Umarkot ( 3 ) . Kalanjar ( 4 ) . Safavi